ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گروه دانشجويي متد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ژانر فيلم
آنچه از عنوان "ژانر فيلم" فهميده مي شود فيلمهايي هستند كه از نقطه نظر هاي بخصوصي داراي وجوه تشابه هستند. اين تشابهات ميتوانند در شيوه روايت، يا موضوع اساسي داستان و يا در زمينه تاريخي و يا مكاني باشند. البته در گذر زمان در عرصه فيلم سازي ثابت شده است كه امروزه بطور فزاينده اي شاهد توليد فيلم هايي هستيم كه تركيبي از ژانرهاي متفاوت هستند و به تنهايي در يك ژانر نمي گنجند و صاحب ژانر جديدي ميشوند. هر چند كه اين موضوع از نظر برخي از تئورسيسن هاي ژانر مردود است اما نمونه بارز اين نوع فيلم ها، فيلم نوآ مي باشد كه در باره آن هنوز فيلم شناسان به توافق نرسيده اند كه آيا نوآ، يك نوع ژانر است يا يك نوع استيل؟
پيدايش واژه ژانر
پيدايش واژه ژانر به اولين دهه هاي قرن بيستم، يعني زماني برمي گردد كه فيلم رفته رفته به عاملي اقتصادي بدل شد. برخلاف توليدات قرن نوزدهم كه عمومأ و فقط براي سرگرمي ساخته شده بودند، صنعت فيلم سازي سعي بر اين داشت تا بر اساس محوريت داستان، موضوع، فضا، شيوه روايت و ديگر فاكتورها، فيلم ها را طبقه بندي كند. بدين ترتيب، به توليدات قبلي كه به نوعي درآمد زا بودند و انتظارات تماشاچيان آن روز را برآورده بودند، اتيكتي از يك نوع ژانر چسبانده مي شد و سپس بر اين اساس مي شد پيش بيني كرد، كدام ژانر موفق تر و به تبع آن در آمد بيشتري خواهد داشت. البته اين سيستمي بود كه در آن زمان در استوديوهاي فيلم سازي آمريكا، كه رهبري توليد فيلم در دنيا را به عهده داشت بوجود آمد و بدين ترتيب در دهه هاي 20 و 30 ميلادي با پيدايش واحدهاي توليدي (Production Units ) كه هر كدام توليد ژانر خاصي را عهده دار بودند، هر فيلمي در ژانري طبقه بندي شد. در اين زمان عمدتأ ژانر هاي “وسترن، كمدي،گانگستري و وحشت" در بورس بودند. هر چند فيلم هاي موزيكال هم كه با ظهور صدا در عرصه فيلم سازي پديد آمدند و نيز فيلم هايي كه سوژه عشقي با پاياني خوش داشتند نيز از ژانرهاي بسيار پر رونق زمانه خود بودند. بنابراين ميتوان گفت كه در فاصله سالهاي 1930 و 1950 ميلادي، ژانر به جايگاه ثابت خود در صنعت سينما دست يافت. آنچه را كه نمي بايست فراموش كنيم اين است كه در طبقه بندي نوع فيلم به طبقه بندي هاي بزرگتري بر مي خوريم كه وراي ژانر فيلم قد علم ميكنند كه عبارتند از: فيلم داستاني- فيلم مستند- فيلم اكسپريمنتال- فيلم خبري- فيلم فرهنگي- فيلم آموزشي- فيلم تبليغاتي- فيلم صامت- فيلم سياه سفيد- فيلم D 3، فيلم انيميشن و فيلم اقتصادي.
گفتني ست كه در كل تا كنون، ژانر فيلم، به دو دليل آنطور كه بايد سيستماتيك نشده است: يكي تغيير و تحول "معاني" در روند گذر زمان است و ديگري درك متفاوتي كه از هر ژانر در يك فرهنگ و زبان خاص مي گردد. بعنوان مثال آنچه تحت عنوان درام دركشورهاي انگليسي زبان درك ميشود تا حدود زيادي به فيلمي اطلاق مي گردد كه از مهمترين عناصرش شخصيتهاي مهم و پرداخت شده است حال آنكه دركشورهاي آلماني زبان درام به فيلمي اطلاق ميشود كه اساس داستانش بيشتر بر درام كلاسيك استوار است وبعضأ پاياني تراژيك دارد. اما با وجود تمام اين تفاوت هاي فرهنگي و زباني و چند لايه شدن محتويات وشيوه هاي روايي فيلم ها، باز هم ميتوان آنها را بر اساس ژانرهاي زير بررسي كرد با اين توضيح كه فيلمها بر اساس مكان، زمان، موضوع، استيل، ساختار و شخصيتها در هر كاتگوري قرار مي گيرند.
كمدي ملودرام تراژدي كمدي تراژدي اكشن ماجرايي درام موزيكال فيلم نوآ عشقي ثريلر وحشت جنايي تخيلي ساينس فيكشن وسترن تاريخي جنگي
كمدي: داستان فيلم هاي كمدي اساسأ داستان هاي دراماتيكي هستند با هدف سرگرم كردن مخاطبين خود. بدين ترتيب حتي موانع موجود در زندگي روزمره ، فاجعه هاي ريز و درشتي كه براي قهرمان داستان رخ مي دهد، حكم كاتاليزاتوري براي مخاطب باشد تا با آنها خود را سرگرم كند. يعني دقيقأ به موانعي كه در زندگي روزمره خود با آن مواجه است و بعضأ از آنها رنج مي برد، با زاويه ديد ديگري مي نگرد. همانطور كه گفته شد، كمدي ها اساسأ درام هاي كلاسيكي هستند كه فرم و محتويات آنها تغيير داده شده است. چه بسا كمدي هاي خوب، همواره مسائل جدي و در برخي موارد، غم انگيزي راانتقال مي دهند. به عنوان مثال فقر و گرسنگي، پس زمينه بسياري از كمدي هاي اسلپ استيك قديمي مي باشد. خنديدن بر درد و رنج، مشكلات، بد شانسي يا ناكامي ديگران، اين امكان را مي دهد تا شكست هاي خود را راحت تر بپذيريم. اولين فرم هاي كمدي، كمدي هاي ديوانه بازي يا همان اسلپ استيك بودند كه با كارهاي لورل و هاردي و نيز چارلي چاپلين به نقطه اوج درخشش خود رسيدند.
ملودرام: فيلم هاي اين ژانر معمولأ در باره سرنوشت انسان ها در موقعيت هاي استثنايي ست. بطور معمول عشق هاي نافرجام، خانواده هاي از هم پاشيده، بيماري هاي غير قابل درمان يا تصادفات دل خراش بعنوان هسته احساسي چنين فيلم هايي انتخاب مي شوند. يك تفاوت بارز ملودرام با درام در اين است كه قهرمانان ملودرام قادر به انجام كارهاي خارق العاده اي هستند اما به دلائل بيهوده و انگيزه هايي غيرمنطقي. قهرمان فيلم دست به چنين اقداماتي ميزند چون او بايد اين گونه عمل كند و بدين ترتيب بيننده رنج مي برد و مدام مي پرسد: چرا قهرمان نميتواند در كنار زني كه دوستش دارد بماند؟ مگر چه مي شد اگر اين دو با هم مي ماندند؟در استوديو هاي آمريكايي، ملودرام ها به عنوان فيلم هاي زنان هم خطاب مي شوند چون اكثر مخاطبين آنها را زنان تشكيل ميدهند. فيلم هاي عشقي و تراژدي هاي خانوادگي نيز از همين ژانرند.
اكشن: مهمترين شاخص فيلم اكشن، تمپو مي باشد. چرا كه قهرمانان اين گونه فيلم ها در تعقيب و گريز، رويارويي، درگيري،جنگ، فرار از خطر و ماجراهاي بسياري قرار مي گيرد كه اغلب هم بايد در مقابل ضد قهرمان قدرتمند، بد جنس، بد طينت و منفوري قرار گيرند كه ميخواهد دنيا را نابود كنند. در اين فيلم ها از بدل كاران و جلوه هاي ويژه استفاده زيادي مي شود. ساب ژانرهاي اين ژانر عبارتند از: فيلم هاي ماجرايي، كاراته اي، جاسوسي و ورزشي.
درام: قهرمانان يك فيلم درام، شجاع و با دل و جرأت هستند آنهم به دلائلي كاملأ منطقي و قابل باور و قبول. رنگمايه اصلي بسياري از درام ها، ارزشهاي كلاسيكي همچون شرف، صداقت و يكرنگي و عدالت است. بينندگان اينگونه فيلم ها، به نسبت مخاطبين ملودرام ها رنج كمتري ميبرند و ماجراها هم كم و بيش منطقي تر پيش مي روند. داستانهاي ارائه شده در اين ژانر معمولأ، واقعي به نظر مي رسند و به عنوان واقعيت هاي زندگي در شرايط متفاوت جلوه مي كنند. درام ها از كليه احساسات انساني و عكس العمل هاي متقاعب آن حكايت مي كنند. آرزوها، اميدها،نا اميدي ها، سرخوردگي ها و نيز موفقيت و پيروزي ها در قالب موقعيت هاي آشنا و يا جديد و نا آشنا اجتماعي به نمايش گذاشته مي شود. برخي درام ها سعي بر از بين بردن پيش قضاوت ها و ترسها دارند و برخي به مسائل سياسي و نابرابري هاي اجتماعي مي پردازند.
موزيكال: امروزه روايت يك داستان با آواز خواندن و رقصيدن، بندرت ديده ميشود. اين در حاليست كه عصر درخشش فيلم موزيكال كه با ورود صدا در عرصه سينما آغاز شد، تقريبأدر دهه 80 ميلادي قرن گذشته رو به خاموشي گذاشت. چرا كه براي تماشاچيان امروزي، هنگام مشاهده يك فيلم رئال، پذيرش اين كه قهرمان داستان براي بيان احساسات خود ناگهان آواز سر دهد و برقصد، كمي دور از ذهن مينمايد. البته اين به معناي انقراض نسل فيلم موزيكال نيست. آخرين اثر اين ژانر، مولن روژ اثر ... شاهكار بزرگي بود.
فيلم نوآ
عشقي
ثريلر
وحشت: قهرمانان اين گونه فيلم ها در ابتداي فيلم بسيار خوب و خوش هستند. در زندگي آنها همه چهز رو به راه است و روزهاي خوشي را مثلأ در خانه تازه خريده در پيش روي خود مي بينند و يا ممكن است شاد و خندان از مهماني با نشاطي بازگشته باشند. كه ناگهان اتفاقات پيش بيني نشده و غير منتظره اي قهرمانان فيلم را غافلگير ميكند. اغلب اين اتفاقات در حمام يا اتاق خواب، در خيابانهاي خلوت در دل شب يا خانه هايي كه براي مدت مديدي خالي بوده اند رخ ميدهد. در برخي ديگر از فيلم هاي اين ژانر سعي ميشود در پيرنگ داستان، رگه هاي اخلاقي وارد كنند. مثلأ يك قبرستان قديمي براي ساخت يك مركز خريد جديد مورد بازسازي قرار مي گيرد و به اين علت ارواح مردگان آزرده مي شوند. و يا يكي از اجداد صاحب جديد خانه در قرن پيش شخصي را به قتل رسانده و حال روح مقتول در پي انتقام از نوادگان اوست. در اين بين بايد فيلم هاي هيولايي و خون آشامي را هم به اين گروه افزود.
جنايي: همانگونه كه از نام اين ژانر بر مي آيد، هسته اصلي اين گونه فيلم ها، جنايت مي باشد. از طرح نقشه آن، اجراي آن، خنثي كردنش، جلوگيري از رويداد آن و يا حل آن، همه و همه در اين بستر جاري مي شوند. حال بسته به اينكه كه به كدام يك از موارد بالا وزن بيشتري بدهيم، فيلم به سوي فيلم گنگستري، پليسي يا كارآگاهي سوق داده مي شود. فيلم گنگستري از ساختار قدرت هاي زيرزميني، از صعود و سقوط رييس يك گروه گنگستري و جنگ مابين باند ها حكايت مي كند. فيلم پليسي خود را مشغول حل و فصل و يا سر در آوردن از ماجراي جنايي رخ داده و يا جلوگيري از رخدادي جنايي مي كند. از نمونه كلاسيك اين ژانر، مي توان از فيلم M اثر فريتز لانگ نام برد. در انواع متفاوت فيلم هاي پليسي، پليس هاي روانشناس و يا آسيب شناس هم در مركزيت قرار مي گيرند. در فيلم هاي كارآگاهي نيز مسئوليت اصلي گره گشاييِ جنايت رخ داده شده به كارآگاه خصوصي سپرده مي شود. بسياري از فيلم هاي اين ژانر، مخصوصأ فيلم هاي سياه و سفيد با اين موضوع به عنوان فيلم نوآ معرفي شدند.
تخيلي: اين ژانر ما را به دنيايي مي برد كه وجود خارجي ندارد و نداشته است. دستمايه اصلي داستانهاي فيلم هاي تخيلي اسطوره ها، افسانه ها و رؤياهاي بشريست. در اين دنيا هرچيزي ممكن و غير ممكن است. قوانين فيزيكي معني خود را از دست مي دهند و سحر و جادو قهرمانان فيلم را قادر به انجام كارهاي غير ممكن مي كنند. ضد قهرمانان، نيروهاي شر، جادوگران و بد طينتان نيز داراي قدرت هاي ماورايي جهت از پاي در آوردن قهرمانان هستند. فيلم هاي تخيلي در بستر زمان هاي بسيار دور اسطوره اي اتفاق مي افتند.
ساينس فيكشن: مهمترين معيار در اين ژانر اين است كه داستان ها نه در گذشته و نه در زمان حال رخ مي دهند. زمينه اصلي رويداد، آينده مي باشد. چه داستان در زمانه اي اتفاق بيافتد كه از مدرن ترين و غير قابل تصورترين تكنولوژي برخوردار باشد و چه در بياباني پر از غبار و خاكستر. مكان واقعه نيز مي تواند زمين، يك سفينه فضايي يا سياره اي در دور دست باشد. اين ژانر اين امكان را فراهم مي كند كه اخلاقيات، سبك ها و روش هاي معمول زندگي امروز بشري را به بازي گرفت، در آينده و نتيجه پيشرفت ها و دستاورد هاي امروزي غوطه ور شد و يا از اشتباهات احتمالي فاجعه آميزي در تكنيك يا علم پزشكي كه منجر به نابودي هستي مي گردد، ترسيد و هشدار داد. هر آنچه كه با انسانها ارتباط تنگاتنگ دارد، همچون مذهب، عشق، قدرت و... در اين گونه فيلم ها به راحتي جاي مي گيرد فقط در مدل و استيل آينده. سفر به ماهِ جورج ملي اس و متروپوليسِ فريتز لانگ از اولين كلاسيكر هاي اين ژانرند.
وسترن: يك ژانر كاملأ آمريكايي كه بازتاب اسطوره هاي آن سرزمين و تاريخش ، از استعمار تا فرياد آزادي خواهي اجدادشان را به تصوير مي كشد. جنگهاي داخلي قرن 19 ميلادي، پايان دادن به برده داري، هجرت به غرب و تبعيد سرخ پوستان از موضوعات اصلي فيلم هاي وسترن بودند.
تاريخي: رويدادهايي كه ريشه درتاريخ يا ادبيات دارند و رخدادهاي تاريخي موضوع اصلي فيلمهاي اين ژانرند. در برخي موارد داستان حيطه طولاني از زندگي يك شخص را پوشش مي دهد و يا در چندين نسل دنبال مي كند. داستان در بستر زماني بسيار دور، همچون زمان پيامبران، آنتيك، قرون وسطا، رنسانس يا رمانتيك جاريست. موضوعات بزرگي چون زندگي انسانهاي مقدس در اديان مختلف، مذهب، جانشيني بر تخت پادشاهي، طاعون، هجرت قوم ها، فرار از روستاها، ورود به عصر جديد، هجرت به قاره هاي جديد در مركز اهميتي اين گونه فيلم ها قرار دارند.
جنگي: پرداخت و بازنگري جنگهاي پشت سر گذاشته شده، همچنين هشدار و آگاه سازي مخاطب در باره پيامدهاي شوم جنگ، از مهمترين معيارهاي مشخصه بسياري از فيلم هاي اين ژانرند كه در آنها شخصيت هاي اصلي در اونيفورم هاي نظامي و يا با لباسهاي استتار داده شده در حال جنگيدن با دشمن هستند. در برخي از فيلم هاي جنگي، الگوي كلاسيك مبني بر تقسيم به خير و شر استفاده شده است. اما در انواع بهتر و عميق تر از لحاظ بار محتوايي، معمولأ اين پيام منتقل مي شود كه هر دو طرف جنگ بازنده اند و جنگ هديه اي جز جدايي، فقدان، خسارت و ويراني زندگي افراد بشر ندارد. در اين گونه فيلم ها موضوع مرگ و زندگي، وجدان و بيرحمي و تضادهاي دروني و تاثيرات جنگ بر افراد مورد بررسي قرار مي گيرد. فيلم هاي ضد جنگ نيز در اين كاتگوري قرار مي گيرند. اولين جنگ جهاني در قرن گذشته اولين منبع توليد فيلم جنگي بود.
با در نظر گرفتن هدف فيلم در انتخاب مخاطب نيز، فيلم ها به فيلم كودكان- فيلم نوجوانان- فيلم خانوادگي و با در نظر گرفتن شرايط توليد، به فيلم مستقل- فيلم مؤلف تقسيم ميشوند.